14 و 15 ماهگی
یدونه ی من 
دختر نازم با ی عالمه شرمندگی 14 ماهگی و 15 ماهگیت مبارک ![]()
پارمین نازم ی مدت طولانی اینترنتمون قطع بود و نشد بیام و برات بنویسم .خودتم که ماشالله به قدری شیطون شدی که در مقابلت حسابی کم میارم.
دقیقا از 1 سالگی به بعد کلی تغییر کردی و فهمیده تر شدی و خیلی از حرف هامون رو به خوبی متوجه میشی فدات شم .
تا الان 8 تا دندون در آوردی 4 تا بالا و 4 تا پایین .
کلماتی که تا الان میتونی بگی:
ماما . بابا . دَدَ . می می . به به . نی نی . داغ
دف = رفت
جی جی = جوجو
بِ بِ = آب ( هر چقدر بهت میگم بگو آآآآآآآآآب بازم میگی بِ بِ
)
دُغد = جغد (توی سی دی بیبی انیشتین ی قسمتش 3 تا جغد میان رد میشن عاشششششششقشونی )
نِ = پیشی (هنوزم نمیدونم چرا به پیشی میگی نِ)
هو هو =هاپو
بیاوووو = بیا 
آآ= آقا
بییم =بریم
دَش=کفش
مامام=حمام
بوپ =توب
صدای چند تا از حیوونارو هم بلد شدی
هاپو میگه = هو هو
پیشیه میگه = میییییو
جو جو میگه = جی جی جی جی
کلاغ میگه = آآآآآر آآآآآآآر 
جغد میگه = هوووو هوووو
ببعی میگه = بَ بَ
ناااااااز =ناز (دختر نازم خیلی مهربونی هر چیزی رو که دوست داشته باشی زودی نازش میکنی و خیلی قشنگ میگی ناااااااز )
اسبه چیکار میکنه = خودتو بالا پایین میبری و میگی پیکو پیکو
پروانه چیکار میکنه = دستاتو از دو طرف بالا پایین میبری و میگی بال بال
بهت هر چیزیو بگیم مال کیه نیزنی به سینت و میگی مَیه
به محض اینکه ساعت رو دیوار رو میبینی میگی تی تا.تی تا یعنی تیک تاک خودتم به چپ و راست میبری.
ی روز تو ماشین منتظر بابا رضا بودیم و ی بچه از پیاده رو داشت رد میشد و گریهههههههههه میکرد از اون روز یاد گرفتی و الکی گریه میکنی و بعدش غش غش میخندی.
تا میخوایم بریم بیرون میری توی جا کفشی و کفشاتو بر میداری و میگی تا تی تا تی و به بقیه کفشا میگی اَه اَه 
آخر همه این ها هم حسابی میچلونمتو و از دستم فرار میکنی. ![]()
غذا خوردنتم که اوووووووووف هلاکم میکنی . اگه میل به خوردن داشته باشی که همش دو دستی توی بشقابی و هی میخوای قاشق رو از من بگیری و خودت بخوری منم ی سفره برات پهن میکنم و خودتم میخوری منم کنارش میذارم دهنت . که البته این مورد کم پیش میاد
و بیشتر اوقات برای صبونه و ناهار و شام و میان وعده ی عالمه برات سرگرمی بیارم و هواست رو پرت کنم و بهت غذا بدم این روزا آب بازی از همه بیشتر جواب میده و ی سینی برات میذارم با 2 تا پیاله و هی آب رو از این تو میریزی اون تو و برعکس و غذا میدم بهت البته جغدای توی بیبی انیشتین هم خیلی کمک هستند
.
مکملتم بعد از ظهرا که از خواب بیدار میشی بهت میدم و شکر خدا خوب میخوری البته با اب بازی
و بعدشم مسواک انگشتیت رو میدم دستت و خیلی بامزه میزنی
.
خوابتم ی مدت خیلی خوب شده بود شبا نهایت 12 میخوابیدی و صبح 9.30 یا 10 بیدار بودی ظهرا هم سر ساعت 2 خواب بودی تا 5 .ولی 19 شهریور ی عروسی دعوت بودیم خیلی دیر برگشتیم خونه و خوابت بهم ریخت و هنوزم درست نشده البته فردا شبش هم تب کردی و 2 شب تب داشتی(من وبابا رضا اون دو شب 100 بار مردیم و زنده شدیم ) باعث شد خوابت بدتر بریزه به هم الان به زور و خواموشی مطلق ساعت 2 میخوابی و ساعت 11 صبح بیدار میشی و عصرها هم خیلی دیر میخوابی
.
ماشینمونم خوب میشناسی و تا میبینیش با هیجان میگی بیب بیب ..
به می می هم خیلییییییییی وابسته شدی و حتی نصف شب هم بیدار میشی و میگی می می اول بوسش میکنی و بعد میخوری
.
به محض اینکه شروع میکنم گرد گیری تو هم زودی دستمال میخوای و به دنبالم شروع میکنی به گرد گیری .
به تلوزیون دیدن هم اصلا علاقه ای نداری و تا ببینی من و بابا داریم میبینیم زودی اسباب بازیات رو میاری جلو میز ال سی دی و اونجا بازی میکنی .ی مدتم تا میدیدی داریم نگاه میکنیم زودی میرفتی از بقلش میزدی و تی وی رو خاموش میکردی .
بیرون هم که میریم خودتو هلاک میکنی برای بچه ها و همش میگی نی نییییی . نی نیییی .
رابطت با آقایون خیلی بهتر از خانوماست و اصلا ازشون رودروایسی نداری و غریبی نمیکنی.
کم پیش میاد خودت تنهایی بازی کنی و بیشتر وقت ها میخوای که منم پیشت باشم ولی گاهیییییی وقتا که خودت بازی میکنی و یواشکی نگاهت میکنم دلم برات ضعف میره اونقدر بامزه میشی . عاشق یکی از نی نی هات هستی و یروز داشتم نگاهت میکردم دیدم رفتی ی قاشق برداشتی و به نی نیت غذا میدادی و هی بهش میگفتی به به و قاشق رو میذاشتی دهنش و بعد بقلش کردی و محکم فشارش دادی و رفتی گذاشتیش رو بالشتت و بهش میگفتی پیش پیش و میزدی روش . و تا رفتم دوربین بر دارم عکس بگیرم حواست پرت شد و دنبالم راه افتادی و منم گرفتم و حسابی ماچت کردم .
ی کار جدیدم که یک هفتست یاد گرفتی اینه که بوس میکنی اونم با صدااااااااااا قبلا فقط لباتو غنچه میکردی و میگفتی بوووووووو ولی الان قشنگ بووووس میکنی فرشته کوچولوی من .اولین بار که بوسم کردی از ته قلبم احساس کردم خوشبخت ترین مادرم
.
پوشک عوض کردنتم که پروسه ایست بسعظیییییییییییم تا میشورمت و میارمت فراااااااااار میکنی و دوست نداری پوشکت کنم .
از وقتی هم هوا سرد شده شبا پکیج روشن میکنیم و میری جلو شوفاژا هی میگی داغ .
وقتی میخوام بشورمت آب باید خنک باشه وگرنه نمیذاری بشورمت و هی مگی داغ داغ .
عاشق حمام هستی و 3 ماهی میشه با بابا رضا میری حمام و 1 ساعت آب بازی میکنید . 
تلفن دستت میگیری راه میری و میگی ائوووو
فوق العاده هم به بابارضا وابسته شدی و نزدیک صبح که برای شیر خوردن بیدار میشی سرت رو از روی شونه من میاری بالا وباباتو نگاه میکنی و میگی بابا البته با صدای خیلییییییی با مزه و بعد از شیر خوردن میری و میچسبی بهش و میخوابی .
روی وسیله هاتم خیلی حساس شدی و اصلا دوست نداری بهشون دست بزنیم و اگر گوشه دستمون روی بالشتت باشه جیییییییییغ میزنی و میای میگریشو و سفت فشارش میدی به خودت .
قاتل جعبه دستال کاغذی هستی 3 سوت تا تهش رو در میاری .
عاشق ماشین بازی هم هستی و خیلی قشنگ موقع بازی میگی بیب بیب.بیب بیب .
مامانی خیلی کارای جدید دیگه هم میکنی که از هموشن فیلم داریم و روز به روز داری با کارات و پیشرفتات من و بابات رو خوشحال تر و خوشبخت تر میکنی.
این عکست مربوط به 2 ماه پیشه که اولین نقاشیتو کشیدی خخخخخخ


این عکستم مربوط به 2 ماه پیشه که پیله کرده بودی به کلید جا کفشی و هر روز 1 ساعتی باهاش سرگرم بودی

هفته آخر شهریور عمه الهام و سپهر اومدن و رفتیم باغ گل پارک چمرانو از دیدن آب و فواره کلی ذوق کرده بودی

موش موشه مامان

ی چند روزی بود فهمیده بودی پشت پرده چه خبره و میتونی بیرون رو ببینی و خیلی خوشحال بودی و میرفتی به قول خودت دَدَ ببینی و با دیدن بچه ها که داشتن بازی میکردن جییییغ میکشیدی ولی بابا رضا دوست نداشت بری پشت پنجره و جلوی راهت ی میز عسلی گذاشت تا نتونی بری
.روز اول کلی بهونه گیری کردی و دَدَ دَدَ کردی ولی زودی یادت رفت
.

2 هفته پیشم رفتیم خونه مامان جون و پیش دایی محمد داشتی بازی میکردی و افتادی و پیشونیت خورد به کِیس که روی زمین بود و اوف شدی.اولین بار بود که اینجوری زخمی شدی
البته زودی روش یخ گذاشتیم که باد نکنه .

ی روز خوب

اینجا هم موبایل بابا رضا رو وقتی خواب بود از زیر بالشتش برداشته بودی و الفراااااااااااااار

پارمین با جوجوهاش خیلی با ادب نشسته پشت در حمام تا باباش صداش کنه و بره حمام

داری میگی باباااااا

شالاپ شولوپ آب بازی


گل در اومد از حموم

ی شاهکار دیگت گاز گرفتن بود که ی مدت خیلی کوتاه یاد گرفته بودی و خداروشکر از سرت افتاد
اینم دست مامان جون 

ی روز بیرون خرید داشتم و مامان جون اومد پیشت و وقتی اومدم دیدم اینجوری خوابیدی 

اصلا به تلوزیون علاقه ای نداری ولی ی روز دیدم محو دیدن برنامه آموزش زبان شبکه پرشین تون شدی و خیلی خوشت اومده بود

23 مهر تولد خاله ندا( با ی فوت جانانه جفت شمع هارو فوت کردی
)

31 مهر تولد عرشیا پسر همسایه بالایی (چون عرشیا سرما خورده بود نذاشتم باهاش عکس بگیری و نزدیکش بری
)

عاشق اینی که با پوشکات بازی کنی و بازشون میکنی و مثلا میخوای خودتو پوشک کنی 


عاشق هلو کیتی هستی تا هرجا ببنیش بلند بلند و با ذوق میگی نِ نِ .این استیکرها رو هم توی لوازم تحریری دیده بودی و برداشتی بابا رضا هم برات زد روی تختت و خیلی خوشت اومد


دیشبم اومدم توی اتاق دیدم بلــــــــــــه دستت دیگه به روی میز توالت هم رسید .از چند ماه پیش از ترس همین روز رومیزی رو برداشته بودم و تمام وسایل رو هم تا جایی که میشد به عقب هل داده بودم .

4.5 روزی بود به این ماشینت خیلی غلاقه مند شده بودی و خیلی خوب باهاش بازی میکردی .

چند روز پیش دیگه خسته شدم از بس اسباب بازیهات رو جمع کردم و تو پخش کردی توی کل خونه . حتی شب که داشت خوابت میبرد توی سالن نگاه میکردی ببینی که سبد اسباب بازیهات خوایی نکرده جمع نباشه و همه ولووووو وسط باشه بعد رضایت میدادی بریم بخوابیم و اصلا و ابدا هر چی میگفتم بیا جمع کنیم بریزیم توی سبد گوش نمیدادی و منم ی شب گذاشتم حسابی با همشون بازی کردی و بعد جمعشون کردم و 2 تا از اونایی که خیلی دوسشون داری رو برات گذاشتم و جاببه که خیلی بهتر از قبل با همین 2 تا خودتو سرگرم میکنی
اینا اسباب بازیهایی که این روزا همش دم دستت بود و احساس کردم باید روشم رو عوض کنم .

نی نیت رو بقل کردی و داری پیش پیش میکنی

با این بازی فکریتم خیلی خوب بازی میکنی

اینم به قول خودت نی نی و آآ به اون مجسمه فیگوره میگی آآ و خیلیییییییییی دوسش داری (و مال خودم بوده توی دوران دبیرستان ) نی نی تم که شبا حتما باید بقل کنی و بخوابی و فعلا این 2 تا دم دستت هست و 2 تا از کتابات و ی هاپوی کوچولوت .

اینم اولین نیم بوتی که چند روز پیش برات گرفتیم .مبارکت باشه نفسم

اینم شیطنت های بعد از ساعت 12 شبت

شیرجهههههههه

پارمین نازم تا این لحظه 1 سال و 3 ماه و 2 روز 23 ساعت سن دارد .
![]()


14 و 15 ماهگی
